تبلیغات
هنر معاصر - نقدی از دکتر سمیع آذر بر نمایشگاه فاتک موسوی

نقدی از دکتر سمیع آذر بر نمایشگاه فاتک موسوی

نویسنده :solmaz nilineshan
تاریخ:دوشنبه 23 شهریور 1388-ساعت 01 و 10 دقیقه و 58 ثانیه


در زمان سه شنبه 12 خرداد این مقاله در روزنامه اعتماد ملی به چاپ رسید:

<a href=Image Hosting by imagefra.me

عنوان مقاله: فروپاشی سپید

چه كسی از مشاهیر هنر مدرن ایران می‌ترسد؟ و كدامین دست غضبناك بر نابودی میراث آنان حكم رانده است؟ گویا این‌بار نه صحبت از سانسور دولتی است و نه دست‌های سركوبگری كه آزادی بیان هنری را برنمی‌تابد. گالری ماه مهر در این هفته با نمایشگاه «سپید»، ستیز با پیشگامان هنر نوین ایران را در رویدادی نادر و غریب به نمایش گذاشته است. آثار شاخص آیدین آغداشلو، محمد احصایی، پرویز تناولی، عباس كیارستمی و غلامحسین نامی در این نمایشگاه به دور از هرگونه تكریم و ستایش، دستخوش یورش قرار گرفته و هر كدام به طریقی تخریب شده‌اند.


هنرمند جوان فاتك موسوی، رفتار تهاجمی خود در این شمایل‌شكنی را با كیفیت خلاقانه در هر یك از آثار اساتید هماهنگ ساخته است. شخصیت‌های كلاسیك ایرانی و غربی آغداشلو مچاله، پاره و به دو نیم شده‌اند، نوشتارها و خطوط نواری احصایی رشته رشته و در دستگاه كاغذ خوردكن منهدم گردیده‌اند، «هیچ‌»های جنجالی و متهم تناولی به دار آویخته یا به آتش كشیده شده‌اند، درختان معروف چیدمان‌ها و عكس‌های كیارستمی سوخته یا اره شده‌اند، و بالاخره تابلوهای سفید نامی دستخوش انفجار قرار گرفته و تخریب گردیده است. به راستی هدف از این انهدام چیست و نمایش این رفتار ضد هنر چه انگیزه‌ای را دنبال می‌كند؟


 روشن است كه فاتك موسوی به جای خلق اثر هنری، به فروپاشی آثار هنری اساتید محرز و معتبر كشور مبادرت ورزیده است. اما چرا و بر مبنای چه رویكردی نمایشگاهی از دل تخریب هنر و نه ساختن آن، پدید آمده است؟ هدف قرار دادن پنج هنرمند نامدار، به‌طور مشخص چه اشارات و كنایه‌هایی مربوط به كار ایشان یا كل هنر ایران دارد؟ برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها باید موضوع را از جای دیگری دنبال كنیم. تحولات سال‌های اخیر در عرصه هنر كشور، یك دگردیسی بنیادین در ساختار و ماهیت هنر و نهایتا برگ نوینی از تاریخ هنر ایران را در فرجام خود می‌بیند. نسل نوین هنرمندان پیشرو ایران مشتاق به تبدیل هنر به یك ماشین تولید اندیشه و گفتمان انتقادی است و با الهام از تجربیات هنر معاصر جهان، روش‌های جدید بیان هنری با استفاده از رسانه‌هایی چون چیدمان، عكس، ویدئو و اجرا را مناسب‌ترین راه برای نیل به این مقصود تلقی می‌كند.


نطفه این موج جدید هنری در سال‌های موسوم به دوره اصلاحات بسته شد و اگرچه در سال‌های اخیر با بی‌توجهی آشكار و حتی سوءظن نهادهای دولتی مواجه بوده، اما همچنان علایق گسترده‌تری را به سوی خود جذب می‌كند. با این حال تفكر غالب در عرصه هنری كشور، به‌خصوص در دانشكده‌های هنری، كماكان مبتنی بر نگاهی گذشته‌نگر است. امروز بستر عمومی هنر ایران، صرف نظر از جریان‌های حاشیه‌ای كه در پی احیاء سنت‌های كهن هنری هستند، عرصه تاخت‌وتاز دو رویكرد متفاوت و گاه رویارویی با یكدیگر است؛ جریان تثبیت‌یافته‌ای با درك مدرنیستی از هنر كه تقریبا در تمامی دانشكده‌های هنری، اكثریت گالری‌ها، موسسات دولتی و موزه‌هنرهای معاصر حاكمیت دارد، و جریان نوظهوری كه از سال 1980 با نمایشگاه‌های هنر مفهومی موزه آغاز و اكنون با وجود طرفداران وسیع، در سطحی بسیار محدود، گاه خارج از كشور یا معدود گالری‌های تهران ارائه می‌شود. در یك تعبیر كلی و مسامحتا جریان نخست ارزش‌ها و ساختار مدرنیستی و جریان دوم نگاه تحول‌یافته پست مدرنیستی را پرچمداری می‌كنند. صرف‌نظر از نقد و نظرهایی كه به‌طور رسمی یا تلویحی در فرصت‌های مختلف شنیده می‌شود،


شكل نمادین این تضاد در منطق و روش‌هنری را می‌توان در نمایشگاه حاضر گالری ماه مهر مشاهده نمود. رفتار به نمایش گذاشته شده در این رویداد هنری، علی‌الظاهر یك تلاش دادائیستی است كه هم به شرایط عمومی و هم به وضعیت تاریخی آن، احتمالا در مقطع یك تحول ساختارشكن، اشاره دارد. بنابراین علاوه بر لایه‌های تحلیل و نقد هنری، از منظر سیاسی، اجتماعی نیز قابل تفسیر و تاویل است. حكایت تخریبی كه معمولا از خارج از هنر بر آن تحمیل می‌شود و در اینجا توسط خود هنرمند به شكل عصیانی به نمایش گذاشته شده است.


مداخله در یك اثر هنری معروف به منظور طرح چالشی مفهومی نسبت به آن یك روش پست‌مدرنیستی است كه البته یك نقطه آغاز مشهور در تاریخ هنر مدرن دارد. مارسل دوشان در سال 1919 به روی نسخه چاپی تابلوی معروف مونالیزا، اثر جاودانه لئوناردو داوینچی، بامداد ریش و سبیل كشید تا به‌طور ظاهری جنسیت زنانه آن را مخدوش كند. او در وهله اول بر نگاه جنسیتی امر زیبا و در اصل بر كل ساختار زیبایی‌شناسی، نگاهی ستیزه‌جویانه افكند. اثر دوشان با همه نكوهش‌‌هایی كه علیه آن شد، اكنون به نماد تاریخی یورش آوانگارد علیه نقاشی تبدیل شده است. یورشی كه با كپی‌برداری و تخریب تصویر و دگرگون‌سازی معنا در آن صورت گرفت.


اجرا و چیدمان نمایشگاه «سپید» یك دیالوگ مستقیم با آثار آیدین آغداشلو دارد كه خود در معروف‌ترین مجموعه كارهایش، آیكون‌های كلاسیك در هنر عصر صفویه ایران یا هنر رنسانس ایتالیا را پس از دوباره‌سازی به انحاء مختلف تخریب می‌كند. حالا فاتك موسوی آثار شاخص آغداشلو از همان مجموعه موسوم به «خاطرات انهدام» را دقیقا به همان شیوه‌ها مخدوش می‌سازد. او سپس در رفتاری مشابه با آثار چهار هنرمند دیگر نسل آغداشلو، از آنها معنازدایی كرده یا به عبارت دیگر معنایی جدید حاصل از یك عمل خشن و سبعانه كه احساس همدردی رمانتیكی را ناخودآگاه برمی‌انگیزاند، به آنها تحمیل می‌كند. بدین‌ترتیب هنرمند به جای خلق اثر هنری بر مبنای اصول و قواعد زیبایی‌شناختی، آنگونه كه آثار هنرمندان یاد شده پدید آمده‌اند، محصول رفتار خود را به یك ماشین تولید تفكر انتقادی، در قالب هنر مفهومی تبدیل می‌كند.


اساس چنین هنری نه آفرینشی شهودی، بلكه نقد و دگراندیشی است كه البته از حیث جاذبه بصری می‌تواند حتی از اشكال مرسوم نقاشی، عكس و مجسمه و به‌طور كلی‌رسانه‌های هنر مدرنیستی تماشایی‌تر هم باشد. در جامعه هنری ایران و به‌خصوص در میان نسل جوان و نوظهور آن، تحولات چشمگیری در شرف تكوین است كه احتمالا در پس‌زمینه كل حركت نواندیش و ترقی‌خواهی جامعه فرهیخته ایرانی قابل تفسیر است. همه اینها از نوعی بالندگی و پویایی در این جامعه حكایت دارد كه دورنمای نویدبخشی را در فراسوی آن ترسیم می‌نماید. نمایشگاه «سپید» در گالری ماه مهر یكی از فرصت‌های شاخص است كه طرز تلقی و نگرش متفاوت این نسل و خیزش شگفت‌انگیز جامعه جوان ایرانی را وعده می‌دهد.




نوع مطلب : اطلاع رسانی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر