تبلیغات
هنر معاصر - هنر مفهومی

هنر مفهومی

نویسنده :solmaz nilineshan
تاریخ:دوشنبه 17 اسفند 1388-ساعت 02 و 50 دقیقه و 27 ثانیه


ـ هنر مفهومی‌
هنر مفهومی‌ در اواسط‌ دهه‌ی‌ 1960 توسعه‌ یافت‌. در این‌ نوع‌ هنر، مفهوم‌ و محتوای‌ اثر هنری‌ بر شی‌ء محصول‌ آفرینش‌ هنری‌ برتری‌ دارد.1
این‌ مسئله‌ كه‌ آیا واقعاً آن‌چه‌ به‌اصطلاح‌ هنر مفهومی‌ نامیده‌ می‌شود به‌عنوان‌ هنر قابل‌ بررسی‌ است‌، مورد تردید قرار دارد. هنر مفهومی‌ بیش‌ از آن‌كه‌ به‌ اشكال‌ و مواد مرتبط‌ باشد، با مفاهیم‌ و اندیشه‌های‌ شكل‌دهنده‌ به‌ این‌ اشكال‌ سروكار دارد. نخستین‌ گروه‌ از هنرمندانی‌ كه‌ در اوایل‌ دهه‌ی‌ 1960 به‌ خلق‌ آثار هنری قابل‌طبقه‌بندی‌ در زمره‌ی‌ هنرهای‌ مفهومی‌ پرداختند، بازی‌ با لغات‌ را نیز به‌ آثار هنری‌ خود ضمیمه‌ كردند.


به‌سختی‌ می‌توان‌ هنر را تا سطح‌ اندیشه‌ی‌ محض‌ تقلیل‌ داد. بی‌تردید، هر آفرینش‌ هنری‌ اندیشه‌ای‌ را می‌نمایاند؛ ولی‌ اندیشه‌ی‌ محض‌ به‌ گونه‌ای‌ كه‌ در قالب‌ گفتار و نوشتار متجلی‌ می‌گردد با تجربه‌ی‌ آن‌ در قالب‌ هنر تفاوت‌ دارد.2 برخی‌ منتقدان‌ آثار هنری‌ بر این‌ باورند كه‌ هنر مفهومی‌ صرفاً بهانه‌ای‌ است‌ برای‌ توجیه‌ كم‌كاری پدیدآورندگانشان‌. به‌ بیان‌ ساده‌تر، وقتی‌ هنرمند به‌ باقی‌ماندن‌ در لایه‌ی‌ اندیشه‌ی‌ زیربنایی‌ اكتفا می‌كند، هنر مفهومی‌ شكل‌ می‌گیرد.3


سُل‌ لوویت‌ (Sol Lewitt) در دفاع‌ از هنر مفهومی‌، مدعی‌ شد كه‌ تمام‌ اندیشه‌های‌ هنری‌ الزاماً نباید به‌ شی‌ء هنری‌ بدل‌ شوند. به‌ اعتقاد وی‌، نقد هنر دیگر بی‌مورد است‌؛ زیرا هنرمند خود می‌تواند تحلیلی‌ بر اثر هنری‌اش‌ ارائه‌ دهد و این‌گونه‌ تحلیل‌ها، همانند یك‌ مجسمه‌ یا یك‌ نقاشی‌، اثر هنری‌ محسوب‌ می‌شوند.


هنر مفهومی‌ به‌ شیوه‌ای‌ گسترده‌، تحت‌تأثیر خلاقیت‌ مارسل‌ دوشان‌ (Marcel Duchamp) در نام‌گذاری مجدد اشیا شكل‌ گرفت‌. او در 1917، یك‌ «توالت‌ فرنگی‌» را در نمایشگاه‌ آثار هنری‌ قرار داد و آن‌ را چشمه‌ ) Fountain ) نامید. در این‌ روند، هنرمند اندیشه‌ای‌ را به‌ یك‌ شئی‌ ملحق‌ می‌سازد كه‌ پیش‌ از آن‌ به‌ شئی‌ موردنظر پیوسته‌ نبوده‌ است‌. در این‌ دیدگاه‌، از آن‌جا كه‌ اندیشه‌ نسبت‌ به‌ شی‌ء هنری‌ برتری‌ دارد، هر اندیشه‌ای‌ می‌تواند به‌ هر شی‌ء ملحق‌ شود. به‌این‌ترتیب‌، دوشان‌ مدعی‌ شد كه‌ توانسته‌ اندیشه‌ای‌ تازه‌ برای‌ شی‌ء مذكور به‌وجود آورد. ازآن‌پس‌، هنر نام‌گذاری مجدد اشیا به‌منظور نمایش‌ اختیاری‌بودن‌ نظام‌ نام‌گذاری‌، در خدمت‌ هنرمندان‌ قرار گرفت‌.4


رویكرد دوشان‌ و دیگر دادائیست‌ها در آثار هنرمندانی‌ كه‌ خود را پیرو «هنر سیال‌» (Fluxus) می‌دانستند، متبلور شد. جانِ كیج‌ (John Cage) ، سردمدارِ هنر سیال‌، در پی‌ ازمیان‌بردن‌ مرزهای‌ هنر و زندگی‌ بود و به‌ نقش‌ اتفاق‌ و تصادف‌ در شكل‌دهی‌ به‌ اثر هنری‌ پای‌بندی‌ نشان‌ می‌داد.5


هنر كمینه‌ (minimal art) نیز از دیگر اشكال‌ هنری‌ متعاقبِ هنر مفهومی‌ محسوب‌ می‌شود. در هنر كمینه‌، گرایش‌ بر ساده‌سازی عناصر حشو است‌.


در زمینه‌ی‌ هنرهای‌ بصری‌، گاه‌ هندسه‌ی‌ ساده‌ی‌ نقاشی‌ یا مجسمه‌ بر شكل‌ تفصیلی‌ آن‌ غلبه‌ می‌یابد و ملاحظات‌ ریاضی اثر هنری‌ بر شیوه‌های‌ اجرایی‌ آن‌ مقدم‌ فرض‌ می‌شود.6


در ارتباط‌ با معرفی‌ آن‌چه‌ هنر مفهومی‌ خوانده‌ می‌شود، توجه‌ به‌ این‌ نكته‌ ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد كه‌ اصطلاحات‌ هنری‌ متداولِ مرتبط‌ با شیوه‌های‌ اجرایی‌ آفرینش‌ هنری‌ نمی‌تواند برای‌ تحلیل‌ نمونه‌های‌ هنر مفهومی‌ مورد استفاده‌ قرار گیرد؛ و همواره‌ باید به‌ این‌ مسئله‌ توجه‌ شود كه‌ در این‌ نگرش‌، اثر هنری‌ ظرفی‌ است‌ برای‌ مظروفش‌ كه‌ همان‌ اندیشه‌ است‌. 7



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر