تبلیغات
هنر معاصر - تفاوت هنر معاصر و هنر مدرن

تفاوت هنر معاصر و هنر مدرن

نویسنده :solmaz nilineshan
تاریخ:پنجشنبه 5 فروردین 1389-ساعت 01 و 17 دقیقه و 35 ثانیه


هنر معاصر به معنای هنر امروز نیست.هنر معاصر فقط به یک دوره ی تاریخی جدید محصور نمی شود.بلکه نوعی فهم جدید از هنر است.

دوره ی هنر مدرن در دهه ی 1870 آغاز شد. زمانی که امپرسیونیست ها نخستین کار های خود را ارائه کردند.

در آن دوره کارهای آنان سطحی  شناخته شد و تصور می شد که آن ها دچار ضعف تکنیکی هستند. اما این آثار انقلابی
را در هنر به وجود آوردند.

از جمله پیشگامان می توان به ادوارد مانه ، دگا ، رنوار ، پل سزان و کلود مونه  اشاره کرد.

تا قبل از این زمان هنرمندان  تلاش می کردند تا آثارشان دریچه ای به واقعیت باشد و مشخص نباشد که نقاشی نقاشی است . آنان ضرب قلم های خود را مشخص نمی کردند. در حالیکه در آثار این هنرمندان ضرب قلم ها صریح و آشکار بود.

در آن زمان رنگ ، سطح ، فرم ، خط ، ضرب قلم به طور مستقل در نقاشی های آن ها وجود نداشت.

به طور مثال آبی وجود نداشت اما آسمان آبی ، دریای آبی ، و ...  وجود داشت.
رنگ به طور مستقل نمودی نداشت.

همه ی موارد ذکر شده ویژگی های اشیا به کار رفته بود و مشخص نبودن ضرب قلم نقاش بخشی از مهارت او شمرده می شد.

قبل از امپرسیونیست ها نقاشانی چون دیوید ترنر و دلا کورا تا حدودی ضرب قلم خود را آشکار می کردند اما مخالف طرز تفکر حاضر نیز نبودند.

به تدریج رنگ سطح ، فرم ، در آثار نقاشان نمود پیدا کرد. پرسپکتیو شناخته شد. و نقاشی به مسائل خاص نقاشی پرداخته شد.

مدرنیسم نوعی درون گرایی و تکنیکی شدن نقاشی است. مدرنیست ها اعتقاد داشتند که نشان دادن طبیعت ، شخصیت ها ، مسائل اجتماعی از عهده ی ادبیات نیز ساخته است و مربوط به نقاشی نیست.

در سال 1860 با المپیا ی ادوارد مانه مدنیسم آغاز شد.

<a href=

البته پدر مدرنیسم را پل سزان می دانستند . او بیش از همه به مسائل تکنیکی پرداخت به نحوی که موضوع اهمیت خود را از دست داد.

برای سزان نور رنگ فرم سایه فضا و خط بیشترین اهمیت را داشت و این شروع انتزاع گرای بود.

در سال های اولیه قرن 20 دهه های 1910 و 1920 زمینه برای ورود مدرنیسم آغاز شد.

کوبیسم ادامه دهنده ی راه پل سزان بود. در حالیکه بر اساس تنوع نگاه به یک شی و ترکیب نگاه های مختلف به آن حاصل می شد.در کوبیسم نحوه ی نگاه به سوژه اهمیت داشت.

فویست ها ضرب قلم های امپرسیونیست ها را بیشتر کردند هنرمندانی چون ماتیس
رنگ گذاری ضخیم تر شده و کاملا دیده می شد.

در روسیه نیز به مواز ات  این جریانات کنستراکتیویست ها بودند. برای آنها فرم و فضا مستقل از موضوع اهمیت داشت. هنرمندتنی چون موندریان. هدف آن ها کمپوزیسیون بود و نه رنگ در حالیکه در نقاشی هایشان رنگ هم وجود داشت.

نقاشی آبستره اوج مدرنیسم بود.

در دهه 1930 و 1940  بحران اقتصادی اروپا و جنگ جهانی دوم سبب شد که حادثه ی مهم هنری اتفاق نیفتد. در سال 1947 عده ای به یادگیری مدرنیسم و عده ای به نقد آن پرداختند.

و در این سال ها مدرنیسم جدیدی در امریکا بوجود آمد.

مدرنیسم اروپا ساختار گرا بود در حالیکه مدرنیسم آمریکایی بی نظم ، بی قاعده ، احساسی و شخصی بود.
کمتر خردگرا و بیشتر رمانتیک بود.

امریکایی ها فضای رمانتیکی را با ساختار مدرنیسمی ایجاد کردند.

در دهه 1960 عده ای به اکپرسیونیسم انتزاعی حمله کردند و اعتقاد داشتند که بیش از حد در عالم خیال است و از واقعیت به دور مانده است.
دوره ی مدرنیسم به پایان رسی ده و نوعی درک جدید از هنر می تواندجوابگوی جامعه ی امروزی باشد.
هنر مینیمال  ، هنر مفهومی ، هنر پاپ  پس از مدرنیسم به وجود آمدند.

هنر مدرن از سال 1860 آغاز شد و در 1960 به پایان رسید.

دستاورد های مدرنیسم در عرصه ی علمی ،  فضا ، امروزه هم وجود دارد اما هنر مدرن به پایان خود رسیده است.

تفکر مدرن و دستاورد های آن از بین نرفته اما دوره ی هنر مدرن به سر آمده.

از این زمان به بعد contemporary art تلقی می شود. هر کسی که رویکرد های مدرنیستی را کنار گذاشته باشد هنرمند معاصر تلقی می شود و نه هر هنرمندی که در این تاریخ به سر می برد.

به مدت دو دهه تا 1980 نقاشی کنار گذاشته شد و سال 1981 بازگشت نقاشی اتفاق می افتد.
 نقاشی پست مدرن گونه ای از نقاشی است که معاصر قلمداد می شود.




 











داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
sanaz alavi
سه شنبه 20 مهر 1389 ساعت 20 و 54 دقیقه و 58 ثانیه
سلام خیلی جامع و خوب مطلب را بیان کرده اید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر