تبلیغات
هنر معاصر - اکسپرسیونیسم انتزاعی (2)

اکسپرسیونیسم انتزاعی (2)

نویسنده :solmaz nilineshan
تاریخ:یکشنبه 15 فروردین 1389-ساعت 13 و 19 دقیقه و 28 ثانیه


نقاشی امریکایی در سال های اولیه قرن بیستم ،دهه 20 و 30 ، نقاشی امریکایی رئالیستی بود ، در دهه 1920 بحران اقتصادی امریکا در نقاشی های ادوارد هاپر بیشتر دیده می شود. نقاشی های او مضمون تند سوسیالیستی ندارد اما بیانگر این بحران هم هست.

قبل از جنگ جهانی دوم این نوع نقاشی در امریکا رواج داشت. در این سال ها در اروپا جریان های هنری یکی پس از دیگری متولد می شدند ، فویسم ، فتوریسم ، کوبیسم ، کنستراکتیویسم ، ...

توماس هارت بنتون تا حدودی گرایشات چپ داشت و نقاشی هایش به ستم توده ها می پرداخت ولی حالت اعتراضی کمونیستی نداشت.مکزیکی ها در این سال ها در ابعاد بزرگ نقاشی های بزرگ دیواری می کشیدند آن ها اعتقاد داشتند که نقاشی سه پایه ای در نهایت در خانه ی یک بورژوا قرار می گیرد اما نقاشی دیواری در مکان های عمومی است مضامین این نقاشی ها مسائل اجتماعی ، اسطوره ای ، تاریخی بود و هر جز تابلو یک روایت خاص خود داشت در عین حال که یک مضمون کلی بر کار درباره ی مبارزه ی توده ها وجود داشت.

یکی از پیشگامان سوسیالیست دیوید سیکریوس بود نقاشی های دیواری او الهام بخش اکسپرسیونیسم انتزاعی بود .

تابلوی "مرگ بر متجاوز" ادای دینی به مردم شیلی است.

 

او اعتقادات کمونیستی شدیدی داشت و دشمن تروتسکی بود. و اعتقاد داشت که تروتسکی باعث تفرقه میان کمونیست ها شده است. یکی از افراد شرکت کننده در جریان قتل تروتسکی هم بود.

 

جریان غالب چپ در امریکا متاثر از تروتسکی بود.

اکسپرسیونیسم انتزاعی نوعی عصیان در محتوا ، شکل و فرم مدرنیسم اروپایی بود. هر کس به سیاق شخصی خودش قواعد رنگ و فرم می گذاشت.هنرمندان سعی می کردند فریاد خو علیه همه چیز را از این طریق اعلام کنند. آن ها از همه چیز سرخورده شده بودند. 

آن ها اعتقاد داشتند که انقلابی ترین کار پرداختن به دنیای درونی هنرمند است و هنر انتزاعی نوعی انزوای شخصی را رقم می زند.



 <a href= http://easyweb.easynet.co.uk/nour-rolf/blackangel/images/golden%20brown.jpg/></a>


هسته اکسپرسیونیسم انتزاعی توسط آرشیل گورکی ، ویلیام دکونینگ ، مارک روتکو ، رابرت مادرول و جکسون پولاک شکل گرفت.

 

هنر آن ها بیان اعتراض های فردی آن ها آن ها بود. آنها به دنبال نوعی تلطیف روحی بودند و می خواستند تمام فشار ها و نگرانی هایش را از طریق این نوع نقاشی تعدیل کند.  این نوعی مدیتیشن برای آن ها بود اما در عمل این طور نشد.

آنچه که می بایست برای آن ها تزکیه بخش باشد باعث بحران روحی و تشدید نگرانی هایشان شد.

فرجام بسیاری از هنرمندان به خودکشی انجامید. گورکی ، روتکو ، دیوید اسمیت دست به خودکشی زدند و پولاک در یک حادثه ی اتومبیل مشکوک به خودکشی جان خود را از دست داد.

جمیع این هنرمندان به طور عجیبی در اوج خوشبختی و رفاه دست به خودکشی زدند. آنان سوپراستارهای عصر ایدئولوژیک امریکا شده بودند. کمونیست های سابق تبدیل به چهره های پولدار ی شده بودند. علت تشدید بحران های روحی آنان خود این جنبش شده بود.و این هنرمندان حساس را معطوف به خودشان کرده بود. البته بعضی نیز اعتقاد دارند که این قضیه ریشه اجتماعی دارد. این هنرمندان که در زمانی دشمن امپریالیسم بودند بعد ها سفارش های پولدار ها را انجام می دادند و جذب شده در سرمایه داری شده بودند. و این پایان آرمان های هنرمندان بود.

این شرایط اجتماعی آن ها را به ورطه خودکشی کشاند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر